
رمان که می خوانم گاه خود را به جای شخصیت های داستان می گذارم ، بسیاری اوقات هم در عالم خیال شروع به فرافکنی کرده و داستان را به دلخواه خود به پایان می رسانم !
شک ندارم نوشته های بی نظیرو جنجال برانگیز "نیکوس کازانتزاکیس" نویسنده و شاعر یونانی را خوانده اید.
نیکوس در سال 1917به اتفاق فردی پرتحرک به نام الکسیس زوربا به پلوپونزوس، جزیرهای در یونان می رود تا به استخراج زغال سنگ بپردازد.تنها چیزی که از این کار برای نویسنده میماند خاطره لحظههای شگفتانگیزی است که با الکسیس زوربا گذرانده است .آشنایی با زوربا برای وی الهام بخش خلق کتابی به نام "زورباییونانی" شد .
زوربا قهرمان کتاب، گرچه فردی است عامی و تحصیل نکرده، ولی مرد کار است و زندگی. اگر از معتقدات دینی و شوریدگی بی حد و پایانش نسبت به زن - یا، به قول خودش، آن سرگرمی پایان ناپذیر - صرف نظر کنیم، مردی است بسیار توانا. فکر و روحش از هرگونه تعصبی عاری است و به ریش همه اندیشهها و باورهای رایج میخندد، و مظهر انسانی آزاده و ماجراجوی واقعی زندگی است. به گونه ای عجیب در حال می زید، گذشته ها گذشته و آینده هنوز وجود خارجی ندارد. پس از هرزگی دختر سابقش نمی رنجد و از مرگ پسر سه ساله اش غم بسیار نمی خورد. انگشت سبابه اش را با تبر قطع می كند، فقط برای آنكه در آن لحظه مزاحم كارش(سفالگری) است.
وقتی از زبان زوربا می خوانید " که با صد دراخمه انسان می تواند قاطری خریداری کند ، و با ده دراخمه زنی را " به سادگی می توانیدته مانده ای از دیدگاه فاسد و ضدفمینیستی موجود دراکثرمردان را بیابی و داستان را با تاملی بیشترو البته منتقدانه تر دنبال نمایی هر چند که به دلیل محتوای توهین آمیز آن به زنان مجبور شوی چند روزی به خودت استراحت بدهی ومطالعه را به تعویق بیندازی !
در این کتاب صحبت از مردی است که در آستانه پیری است ، مردی که این معنا را دریافته و برای جلو گیری از سقوط خود دست به هر کاری می زند, عشق را دوست دارد, به هر کسی که محتاج محبت باشد محبت می کند, دل کسی را نمی شکند, همیشه امیدوار است, به خودش اعتماد دارد و فلسفه زندگیش را هم دائما تبلیغ می کند، حتی برای یک نفر. زوربا هیچ وقت از هیچ چیز مایوس نمی شود و آنقدر صادق است که در پایان, رسالت خود را به تمامی به انجام می رساند و یک نفر دیگر را به راه خود می کشاند. زوربا, یک بازمانده نسلهای گذشته یونان است , آنها که در رفاه و سعادت نسبی زندگی کرده ولی فرزندان خود را برای روزهای سختی می پروراندند. زوربا یونانی اثر عمیق و پر معنایی است که هیچ لحظه اش خالی از یک زیبایی یا یک معنا نیست.
پ.ن۱: زن به مثابه ی چشمه ی آب خنک و زلال است ، عکس خود را در آن می بینی و از آن می آشامی .
پ.ن۲:بیشتر بدانید