short post

 

می گویند:

 کدخدای ده که مرغابی بود          خاک بر سراهل آبادی بود

این دقیقاشرح حال ما شده . کاری ندارم کی نماینده ی پارلمان شده اما نحوه ی متقاعد کردن قومیت های مدعی ریاست جای تاسف داره و تامل...نماینده ها(ی.....و..... و.....)به جان هم افتادند حالا تو این گیرودار مجلس نمایندگان تصمیم می گیرد به دلیل این درگیریها شخص چهارمی وارد سیستم شود.

پ.ن۱:یعنی حتی در وهم وخیال هم حق داشتن  افغانستانی یکپارچه را نداریم!

پ.ن۲:نظر من: شاید این جمعه بیاید شاید!

موسیقی در افغانستان

اين روز ها از موسيقي خسته مان کرده اند اما بدون كدام دليل خاصي ناچاريم وآن را گوش مي دهيم . بدون حاشيه پردازی مي روم سر اصل مطلب . هميشه احساسم اين بوده كه موسيقي افغاني علي رقم سنتي بودنش  چيزی بيش از موسيقي كشور هاي همسايه اش دارد و اين را كه مي گويم به واقع تجربه كرده ام .بيشتر همدم خلوت آدمهاست . بخصوص موسيقي گذشته افغامستان که غناي خاصي را در خود رشد داده بوده است.البته به هيچ وجه قصد مقايسه يا امتيازدهي ندارم . به هر حال موسيقي به هر شكلي كه مطرح باشد جلوگاه هنر است و هنر يعني زيبايي پس نمي توان به این سادگي ها قضاوت كرد . من بعد از شنيدن آهنگ هاي آرام و دلنشين و  پر محتواي  وطني است كه آرامش درونی را در خود می یابم. موسيقي ايراني هم زيباي منحصر به فرد خود را دارد اما بيشتر تك بعدي است.

 موسيقي گذشته  افغانستان نمادي از خطه ي مشرق زمين بوده است چيزي كه متاسفانه امروز خلاف آن را شاهد هستیم . در یک پرانتز کوتاه می گویم همانطورکه شما بهتر از من در جريان هستيد اينكه فلان تلويزيون تنها سرگرمي مخاطبانش را توليد "ستار ه در موسيقي افغانستان "  قرار داده است واقعا تامل برانگيز بوده و جاي نگراني  دارد . اولا كيفيت موسيقي را زير سوال برده اند و در ثاني بلفرض كه آسمان موسيقي افغانستان را ستاره باران كنند اين كه نون آب مردم را تامين نمي كند.ثالثا :‌ با تشويق زنان  براي شركت در چنين پروگرام هايي مخالف هستم  اما دليل مخالفتم  صرفا اين نيست كه براي زن آوازه خواني ناشايست باشد ، نه اما باید از حداقل دانش تخصصي در اين زمينه آگاهي داشته باشد تا به عنوان يك زن بتواند ديدگاه ديگران را از جنسي نگري خارج سازد . به هيچ وجه ممكن اين توانايي را در توليدو پخش چنين برنامه هاي نمي بينم و با جرات مي گويم  با روندي كه پيش رو داريم تاريخ موسيقي ما ديگر داشتن  شخصيت هاي همچون استاد سراهنگ يا استاد زولاند و ... و... كه شهرتي فراتر از مرزها را دارند تجربه نخواهد كرد.  

باورم این است كه موسيقي ما اگر در عين حال كه همپای موسیقی روز پیش می رود ، ناب و خالص بودنش ریشه و اصالتش را حفظ کند  آن وقت است که زيبايي و جذابیتش دوچندان مي شود دقيقا همان چيزي كه در گذشته ي موسيقي وجود داشت . اما امروزه شكلي تركيبي به خود گرفته واز فرهنگ های مختلف شروع به تقلید صرف کرده است . شايد همين تقلید کورکورانه مرز ِ تفاوتی باشد .درست  است  كه موسيقي  پيوند دهنده ي فرهنگ ها است اما همانطور که گفتم  مشروط بر حفظ  اصالت  و يكپارچگي اش است که خواهدتوانست مسیر درستی را طی کند  . اين روزها  ديگر كمتر كسي هست كه به محتواي شعر توجهي داشته باشد و در واقع موسيقي  به سمت تك بعدي بودن سوق خورده است و صرفا متمركز جنبه ي عاطفي و احساسات  شده است . بايد به جنبه ي روح انسان هم توجه شود هر چه باشد موسیقی آرام بخش روان ماست. بايد ويژگي هايي به خود بگيرد كه اگر روح  ما با آن ويژگي ها گره خورد لذت ببرد  وارضا كننده  باشد نه غیر. البته بعد دیگر  این موضوع مي تواند گوياي اين باشد كه امروزه دانش موسيقي به شكل قديم مطرح نيست و بيشتر جنبه درآمد و اقتصادي به خود گرفته است  .

پ.ن : "چند روز پيش با يكي از خوانندگان وبلاگم از کشور آذربايجان آشنا شدم ... ايشان علاقه خاصي به موسيقي افغانستان داشتند و روي همين حساب موسيقي اين لينك را كه مدتها بود نشنیده بوده ام  را به من هديه دادند ... نهایت سپاسگزار ی را دارم از آدالار عزیز .به اميد موفقيت هاي بيشتر شما"

 

فرصت ها و تهدید های بعد از جنگ در افغانستان

ساعت از 10 گذشته و بعد از یک روز فوق العاده  پر کار با چشم هاي خسته و خواب آلود مشغول تايپ پاياننامه ام هستم ... كه با صداي لرزش ناگهاني گوشيم از خواب  بیدار می شوم  يك اس ام اس  از مهمترين و دوست داشتني ترين فرد در زندگيم بود... خيلي كوتاه و مختصر نوشته بود " لطفا شبكه 4 را ببينيد ... م ... " آخ كه چقدر خوشحال شدم و كنجكاو يعني شبكه 4 چي پخش كرده كه باعث شده بعد اين مدت طولاني هنوز هم كه هنوز است من به ياد دبیر "فلسفه" سال دوم دبيرستانم باشم ! سراسيمه رفتم پايين و شبكه را عوض كردم ... بيشتر به يك بحث سياسي  شباهت داشت تا مستند واگر اشتباه نكنم  موضوع " تهديد ها و فرصت هاي بعد از جنگ در افغانستان بود ." با حضور مهمانان برنامه  كه از مهاجرين افغانستاني ساكن ايران بودند.

وضعيت آنارشي حاكم بر افغانستان يعني شرايطي كه هر فرماندار در قلمرو نظامي خود حاكم مطلق است سالها عليه اين وضعيت مبارزه شد تا به نتبجه ي امروز رسيدند . و بر اساس "قاعده ي همه يا هيچ " هر يك از بازيگران داخلي، افغانستان را براي خود مي خواستند، وسهمی برای سایر گروه ها قائل نبودند. مذاکرات متعدد هم منجر به  اجرایی شدن آنها  نمی شد.

 به عقیده ی من :

وضع داخلي افغانستان طوري است كه  فرهنگ پذیرش برد و باخت هنوز یک مسئله نامفهومی است   . تصور براين است كه قدرت فقط از لوله تفنگ بيرون مي آيد  بنابراین، هیچ یک حاضر نيستند برد دیگری و باخت خود را بپذیرند. همین امکان و تصور  عدم مصالحه و در نتیجه تداوم بحران را در پی دارد.اينها مباحثي هست كه الظاهر نه فقط در تاريخ گذشته ي افغانستان مطرح بود بلکه متاسفانه امروزهم شاهد این زیاده خواهی ها ی افراطی هستيم .

افغانستانِ پس از جنگ گرچه‌  به ظاهر راه صلح و آبادی را پیش می برد و هنوزاز بسیاری مشکلات فارغ نشده است  اما همانطور که گفتم  وضعیت آن بطور موقت امیدوار کننده  است . فرصت های اقتصادی  تجاری و کسب کار  و حتی تحصیل می تواند  برای ما رضایت بخش باشد .

از طرفی آنچه در روند جهاني امروز ديده مي شود وجود چارچوبهاي از محدديتها و فرصت ها ی است  كه كشورها و دولت ها بايد خود را با آن سازگار كنند .همه ي ما مي دانيم كه  در اين محدوده ي زماني داشتن نگرشي واقع بينانه ضرورتي انكار ناپذير است و هر كشوري بايد الگوي رفتاري خود را بر اساس آن پيگيري كند .شناخت قابليت هاي ملي و مشخص كردن اهداف و منافع معطوف به تامين امنيت ملي مبتني بر هست ها و نه آنچه كه بايد باشد. و تنظیم یک رابطه با هدف دولت سازی وایجاد رابطه ی  بین دولت و مردم فقط از طريق فرايندی که در قالب ساختارهای مختلف تعریف و نهادینه می شودامکان پذیر است .

 

بازی بازی با دم شیر هم بازی ... !!!

" جوابت رو نمی دم چون بی تربیت هستی ...پدر و مادرت درست تربیتت نکردند ...!!!"

وقتی شنیدم من هم تعجب کردم ...!!!

این جمله نمونه ای از کلام "ملازاده " یکی از علمای به ظاهر کرد نشین ایران میباشد که خطاب به یکی از منتقدین گفتارشان بیان نمودند برنامه " اصلاح" بر خلاف نامش ،و به ظاهر با هدف هدایت و بیداری دوستان اهل تسنن هر شب ساعت 8 به وقت ایران روی آنتن شبکه جهانی " پیام افغان "میرود .

در کمال تعجب این برنامه که رسما از منطق و اصول موعظه روی گردانده نه کمکی به فراگیری  اصول و مبانی دینی و مذهبی دوستان اهل تسنن دارد ، و نه سبب اتحاد  و انسجام آنان می گردد . در حقیقت نوعی گسترش نا امنی و فساد در جامعه ی مسلمین است ...در حالیکه این سبک از موعظه و وضع کردن از جانب یک عالم روحانی دین  بعید است و عجیب ...! پخش چنین برنامه هایی از شبکه های افغانستانی مدعی برابری مسلمین جای بسی تامل دارد...!!

بعضی از این شبکه های برون مرزی به خاطر تجارت و نفع مالی چه کارایی که نمی کنند !!!

------------------------------------------------

(( این شبکه از جانب افغانهای خودماو شما مدیریت می شود ...منتها این برنامه به جناب ملازاده  یکی از علمای وهابی مذهب فروخته شده است ... هدف حمایت از وهابییت در قالب مذهب اهل تسنن است و البته شوراندن آنها علیه مذهبی دیگر ... قضیه زمانی تعجب برانگیز می شود که این برنامه از یک شبکه ی افغانستانی مدعای صلح مذهبی پخش می شود ...!!! )) 

 

انصراف دکتر عبدالله یا تحریم انتخابات ...

عبدالله : من در انتخابات 16عقرب با تاکید بر اعتراض روی عملکرد نادرست حکومت و کمیسون مستقل انتخابات ، شرکت نمی کنم !

کرزای: صندوقهای رای  در هر صورتی  مورخ 16 عقرب گذاشته می شود !

سوال: بالاخره انتخابات برگزار می شود یا خیر؟!

اعتراف می کنم این سناریو جدید را اصلا پیش بینی نکرده بوده ام .در این روزها انتخابات بحث هیجان برانگیزی شده و بنده هم با اشتیاق تمام پیگیر این قبیل جریانات هستم .  در این آشفته بازار انتخاباتی که حسابی شیر تو شیراست  و سخن از دور دوم  طبیعتا فشارها ازجانب نهادهای سیاسی  درونی و بیرونی نیزبیشتر شده است ...

اما موضوع شرکت در حکومت آینده و تقسیم قدرت در نظام سیاسی افغانستان  بحث جدیدی نیست که بعد از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده باشد بلکه از مدتها قبل وجود داشته است . ازهمان زمانی که حلقه های سیاسی و شخصیتهای سیاسی جهان سعی کردند انتخابات راتحت تاثیرخود قرار دهند و به دور دوم ببرند .البته نباید فراموش کرد که رفتن به حکومت و قاطی سیاست بازی شدن ، به این معناست که موظفید در تمام نواقص و آلودگی ها خود را آغشته کنید و این چیزی است که هیچ عقل سلیمی آن را به کسی توصیه نمی کند .

در حال حاضرکاندید ها و نهاد های سیاسی  روی این مسئله  کار می کنند که چطور مسئله ی تحریم انتخابات و انصراف را از هم تفکیک کنند . انصراف موضوع شخصی است  اما اگر بخواهیم عقب نشینی  عبدالله را تحریم ترجمه کنیم ، نوعی بازی با آراء مردم  است ....باید دانست که هر دو کاندید دور دوم را پذیرفتند و اصولا باید در این رای گیری شرکت کنند. طبق بند4 ماده ی 61قانون اساسی وقتی دو کاندید بیشترین رای را اخذ کردند به دور دوم می رونداما تحریم انتخابات از جانب هر یک از کاندیدها در هیچ جای قانونی اساسی ثبت نشده است. و  حق قانونی کسی نبوده اجرای آن نقض قانون به شمار می رود. آرای حاصله آرای مردم است و  نمی توانندبا این آرا انتخابات را تحریم کرده و بازی سیاسی براه اندازند ضمن آنکه وقت قانونی انصراف علنا تمام شده  است .علی رقم این توضیحات  عبدالله اکنون از نتایج دور دوم مطلع است بنابراین قبل از شکست اعلام  انصراف میدهد . می توان گفت این عقب نشینی به نوعی اجرای دموکراسی در افغانستان است  ... اما او باید در این دور باشد تا همه با هم شکستش را جشن بگیریم .

آقای بهزاد به حمایت از "عبدالله" در یکی از مصاحبه های مطبوعاتی خود می گفت : ما "لفظ" تحریم را بکار نبرده ایم چون نخواستیم از موضع "غیرمابانه"  با مردم افغانستان برخورد کنیم ! من معتقدم این دو کاندید متقلب که برای ریاست کردن از هیچ عملی دست نکشیده اند شایسته ی ریاست بر مردم افغانستان را ندارند. اما از آنجایی که کار از این حرفها و سخن ها گذشته است باید بهآنچه که اکنون دراولویت است اندیشید . وآن صداقت در نحوه ی برگزاری دور دوم  و عمل به خواسته های ملتی که آرای خود را با هدف بهبود وضعیت فعلی به صندوق انداخته است . انتظار مردم از حکومت آینده  این است که حکومتی براساس مشارکت ملی  به میان آورد . حکومتی که در آن همه ی اقوام و نماینده های مردم حق داشته باشند نه افراد و اشخاص .ضمن آنکه نباید فراموش کرد ، کلمه ی مشارکت کاربرد سیاسی دارد ...اعمال فشار خارجی ها و چانه زنی های مهره های داخلی  تعیین کننده ی مجموعه حرکتهای سیاسی در افغانستان بود ه است...فکر می کنم تشکیل حکومت اشتراکی یعنی سهم دهی و گرایش به حرکت مخالف است .سوال اینجاست که آیا کرزای چنین چیزی را می پذیرد ...!؟

طبق یک فرضیه باید گفت : رژیم های  کمونیستی هم خود را نماینده های مردم می دانستند سوای از اینکه نحوه ی حکومتشان به چه شکلی بود. این انتخابات هم بیشتر شبیه  انتخابات کمونیستی است تا دموکراتیک و فعلا آنچه در جریان است یک انتخابات شبه کمونیستی است و باید دید در چنین انتخاباتی قرعه به نام چه کسی بالا می آید...

باید خطاب به آقایان سیاستمدار گفت : آیا افغانستان آزمایشگاه است ؟ آیا درست است که مدام در آزمایش و خطا سیر کنیم ؟ و آیا درست است که با وجود فقر مالی  میلیونها دلار صرف انتخابات کرده و نهایتا بانادیده گرفتن همه ی شرایط فعلی  انتخابات را برای دومین بار برگزار کنید !؟ و آیا درست است که مردم را اینچنین قربانی سیاست بازی های خود می کنید  ...!؟

.....؟

 از روزی  که پست قبلی را در این فضای مجازی نوشتم تا بلکه به احساس خود پاسخی داده باشم ، از وقتی قلمم شروع به نوشتن کرد و خواست شجاعتش را از زیر خروارها ترس بیرون بکشد و یادداشتهای بی ادعایم را با اسم و رسم خودم میان مردم پخش کنم و از نقدو مخالفت و توهین نهراسم . 

از روزی که خواستم من هم در آزادی میلیونها انسان آزادی خواه شریک باشم ، و  به عنوان انسانی شناخته شوم که با دیگر هم نوعانم گفتگویی داشته باشم . تلاش کرده ام فضایی با قوانین گفتگو و تعامل سالم وبدور از سانسور و تعصبات برای خود و خوانندگان نوشته هایم فراهم کنم .

 خیلی ازدوستان آمدند ونقدی پیرامون موضوع ارائه کرده اند و عده ای نیز از ایده شان  معلوم بود که چقدر موضوع را با حساسیت و موشکافانه بررسی کرده اند و مسلما برخی در جبهه ی مخالف  حاضر شده و بر حقیر خرده ای گرفته و کلامم را نقض کردند و رفتند و احساسم را بی ادبی معنا کردند . به رسم دوستی بنده هم در برابر انتقاد و امتنان شان رجزی خواندم و اگر حرفی بود گفتم . در این بین آنچه سوالم را عمق بخشید انتقاد بی رحمانه ی کسانی بود که عقایدم ، باورهایم راخودخواهی  و ناسپاسی ام برداشت کردند و نظر خود را حق ...

کسانی که تلاش کردند در فضای مجازی نیز ادعای برتری و مالکیت بر انسانها را کنند و باز هم مرابه سکوتی مبهم دعوت کردند ...برای این خواسته یشان بگومگو ها کردندو چانه ها زدند ... اما خوشحالم که من "یک انسانم" و سعی کرده ام در همین محدودیت ها  عدالت را در بیان عقاید تقسیم وجوی صادقانه ایجاد کنم .در اخیر کمال تشکر را دارم از تمامی دوستانم که در بحث قبل مرهمی بر زخمم بوده اند .

 

"عزیزانی که تمایل به ادامه ی مبحث پیشین دارند در پست قبل پی گیر داستان باشند ... "

اما ...  

 "لطفا کامنت نگذارید...!!!!"

نقدی بر انتخابات ...

 هر چی خواستم از سیاست ننویسم نشد .حالا هم که میخوام بنویسم مانده ام "به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را".کجای این ردای پاره را وصله بزنم.از کجایش بگویم.

 اینجور که من حدس می زدم  و حتی خود رسانه های داخلی وخارجی یاد آور شده اند ، به احتمال زیاد انتخابات  دوره دوم بین دو کاندید ( کرزی و عبدالله) برگزارمی شود . اما موقتا انتخابات تمام شده و همگی منتظر نتایج دوره اول هستیم ... در شرایط کنونی که دو رقیب باقی مانده اند ...یکی مثل بنده که مخالف حکومت کرزی بود ... علی رغم  همه خلف وعده های ایشان در دوره قبل به آنچه سوگند یاد کردند  و سیاست های شعاری شان ، در خدمت به مردم که وظیفه و تعهد اصلی شان  بود؛ امروز به ناچار راضی به حکومت مجدد شان  شده ام  . چرای قضیه را شما بهتر از من می دانید ...  راستش ما که در دوره قبل دموکراسی ...رفاه و آسایش...امنیت اجتماعی ...صلح وآرامش خاطر و... را ندیدیم و نه حس کردیم ، خدا رحم کند بر ما که پیروز این انتخابات شخصیت خود فروخته ای همچون عبدالله باشد !!!

 ما در روان شناسی اگر چیزی را ببینیم و یا بشنویم در صورتی که واقعیت خارجی ندارد می گوئیم توهم اتفاق افتاده. حالا شما قضاوت کنید که با وجوداین همه دلیل و مدرک از پیشینه ی حکومت جناب کرزی ایشان در مصاحبه های مطبوعاتی خود چه چیز را تشریح می کردند و با صراحت تمام خواهان ادامه ی سیاست های جاری بودند ؟!!!!!!!!!!! مردم ما یکبار دیگر اعلام کردند که ما خواهان آرامش و صلح سرتا سری در افغانستان هستیم ... اما باید گفت که دموکراسی افغانستانی  نه حکومت مردمی است و نه قضاوت مردم ... بلکه حکومت جنگ طلبانی است که هر آن احتمال پیروزی شان  می رود و این یعنی  دستهای پنهانی در این امر دخالت داشته است و دارد ...  

داخل پرانتز

(( در جایی می خواندم که آقای" کارل پوپر" فیلسوف معاصر می گوید : "دموکراسي هرگزحکومت مردم نبوده، و نه ميتواند باشد، و نه بايستي که باشد.  اين خطرناک است به مردم و به ويژه به کودکان بياموزيم که دموکراسي به معني حکومت مردم است، يعني حکومت عموم، که حقيقت ندارد، و وقتي فرد از واقعیت مساله آگاه شود، احساس میکند فریب خورده است، و اين احساس  ميتواند حتي به تروريسم بيانجامد."

اما شاید اگر بگویم : 

اگر قرار باشد که درک واقعیت ها در مراحل بعدی زندگی ، انسانها را سرشکسته ساخته و بطرف تروریزم سوق دهد، پس نفوس  تروریست ها از غیر تروریست ها زیاد تر خواهد بود. به واقع  دموکراسی یعنی حکومت قانون و  اجتناب از استبداد،  اما حکومت قانون بدون نهادهاي قضاوت مردم دموکراسي نيست.بطور مثال با وجودآنکه هيتلر با رأي  دموکراتيک اکثريت  بقدرت رسيد،  اما از لحظه اي که مهمترين نهاد قضاوت مردم در آلمان،  يعني رايشتاگ را بست، به دموکراسي آلمان پايان داد.مردم معمولآ  نتائج بغرنج ترين سياست ها را پس از مدتي مي بينند،  و در سيستمي که نهادهاي قضاوت مردم  قدرت دارد، در انتخاب بعدي،  آن سياست ها ومسولين آنان،  ميتوانند دوباره انتخاب ويا رد شوند.  ))

 منظور بنده از "داخل پرانتز" این است که در افغانستان ما سیاست مدارانی همچون عبدالله اگر ...اگر...  پیروز شوند ، هرچند با رای دموکراتیک مردم باشد ، به این تعبیر است که : آنها هیتلری هستند که به دموکراسی پایان داده و علناْ شیوه ی  حکومت دیکتاتوری را پیش می گیرند ...

 

دولت افغانستان حقوق زنان شیعه را محدود می‌کند  (بدتر از زمان طالبان )

 

واین بار رئیس جمهور هدیه ای دیگر برای دختران خود در نظر گرفته است . او  در آخرین دقایق سلطنت خود به ما هدیه ای می دهد که گویا باید آن را از الطاف پدرانه اش به حساب آوریم ...!هدیه ای که با محتوای قانون اساسی در تناقض است !

 

رییس جمهور افغانستان با وجود مخالفت و اعتراض فعالان حقوق بشر وعده یی از اعضای پارلمان، این قانون را که در تناقض با محتوای قانون اساسی در مورد حقوق مساوی زنان و مردان است، در اواخر همین ماه امضا کرد. این قانون دارای ماده یی است که بیرون رفتن زن را از خانه منوط به اجازه شوهر می داند. مطابق این قانون زنان برای جستجوی کار، تحصیل، مراجعه به دکتر، به اجازه شوهر نیاز دارد و به دیگر سخن تنها وظیفه اصلی او تمکین به شوهرش می باشد . این قانون که نزدیک به ۲۰ درصد شهروندان افغانستان را شامل می‌شود، اختیارات مرد را در خانواده افزایش می‌دهد و اجازة داشتن قانون جداگانة خانواده گی را که در مطابقت با سنت و فقه تشیع است را می دهد؛ اما قانون اساسی و معاهدات گوناگونی که توسط دولت افغانستان به امضا رسیده اند، حقوق مساوی را برای زنان و مردان تضمین می کنند. ماده ۱۳۳ به مرد این حق را می ‌دهد  که از اشتغال همسرش جلوگیری نماید.ماده‌های دیگر این قانون نیز  به عناوین گوناگون زنان شیعه را از حقوق شهروندی محروم می‌کنند. مثلا زن مجاز نیست بدون اجازه‌ی همسرش خانه را ترک کند، مگر اینکه نیاز مبرم به درمان داشته باشد. سن ازدواج نیز برای دختران شیعه مذهب از ۱۸ سال به ۱۶ سال کاهش یافته است. کرزی بعد از هفت سال رهبری افغانستان به صورت روز افزون در داخل کشور و بیرون از آن محبوبیت خود را از دست داده است. و انتخابات ماه اگست مبارزه خیلی جدیی شمرده می شود. ناطران معتقدند که قانون جدید تلاشی است از جانب حامد کرزای برای بالابردن محبوبیت خود در میان  شیعیان این کشور است . به گفته‌ی این ناظران، کرزای در انتخابات ریاست جمهوری شانس زیادی ندارد و به همین دلیل به چنین اقداماتی متوسل می‌شود. این قانون و به ویژه امضاء رئیس جمهور کرزای در زیر آن، خشم سازمان‌های مدافع حقوق بشر و فعالان زن در کشورهای غربی را برانگیخته است.بعضی از زنان سیاستمدار در پارلمان ، با یک موضع خیلی عملگرایانه در تقابل با این قانون ایستادند. مبارزه آنان در پارلمان موثر بوده و سبب اصلاح قانون شده است؛ چنان چه سن پیشنهادی ازدواج را از 9 ساله گی به 16 ساله گی افزایش داده و ازدواج موقت را در اساس از بین بردند. لازم به ذکر است که سخنگوی کرزی از صحبت در این مورد خودداری کرده است.

به نقل از : http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4148848,00.html#mainContent

 

  آقای کرزی آنچه گفتـه شد بخشی از دردهای امروز مردم افغانستان، ما و مردم شماست . اما کلام اصلی من که شما حداقل بخشی از آن را تصدیق خواهید کرد این است که : حاکمان دوران معینی دارند و پایدار نیستند ، اما نام و یاد آنان درتاریخ خواهد ماند و در آینده های نزدیک و دور دائم در معرض قضاوت خواهند بود. مردم خواهند گفت ، در دوران ما چه گذشته است . آیـا به ملت خود و راست گفتید یا اینکه حقایق را وارونه جلوه دادید . آیا درحکومت ما منطق ، عقل ، اخلاق ،گسترش عدالت ، خدمت به مردم ، حفظ کـــرامت انسانی مورد توجه بود یا زور اسلحـه ، بـی توجهی به مردم ، و پایمال کردن حقوق مردم .و بالاخره خواهند گفت آیا به آنچه سوگند یاد کردید ، در خدمت به مردم که وظیفه و تعهد اصلی شماست و به آئین پیامبراسلام پایبند هستيد یا خیر؟ آیا فکر می کنید سیاستهای جاری می تواند ادامه یابد؟

 

 وکلامم را اینگونه به پایان می رسانم که :

 

نگــاهی به تاریخ نشان می دهد ،اگر حکومتها در طریق ظلم و ستــم باشند نمـــی توانند پایدار بمانند .خداوند سرنوشت بشریت را به دست آنان نسپرده است . خداوند جهان و انسانها را رها نکرده است ، چه بسیار وقایعی که بر خلاف خواست و تدبیر حکومتها اتفاق می افتد . وقایع نشان می دهد دست قدرت برتری در کار است که همه امور با اراده او رقم می خورد. و دموکراسی غربی نتوانسته است مردم را به آرمانهای خود نزدیک کند و امروز یکمفهوم شکست خورده می باشد . امروز توجه مردم افغانستان به سوی یک کانون اصلی ، رو به افزایش است و آن کانون ، خداوند یگانه است و صد البته مردم با خداپرستی و تمسک به آئین پیامبر بر مشکلات خود پیروز خواهند شد . سئوال جدی من این است آیا شما نمی خواهید آنان را همراهی کنید ...؟!

 

ما را قربانی اهداف پلید خود نکنید ... ! خیانت بس است ... !