عبدالله : من در انتخابات 16عقرب با تاکید بر اعتراض روی عملکرد نادرست حکومت و کمیسون مستقل انتخابات ، شرکت نمی کنم !
کرزای: صندوقهای رای در هر صورتی مورخ 16 عقرب گذاشته می شود !
سوال: بالاخره انتخابات برگزار می شود یا خیر؟!
اعتراف می کنم این سناریو جدید را اصلا پیش بینی نکرده بوده ام .در این روزها انتخابات بحث هیجان برانگیزی شده و بنده هم با اشتیاق تمام پیگیر این قبیل جریانات هستم . در این آشفته بازار انتخاباتی که حسابی شیر تو شیراست و سخن از دور دوم طبیعتا فشارها ازجانب نهادهای سیاسی درونی و بیرونی نیزبیشتر شده است ...
اما موضوع شرکت در حکومت آینده و تقسیم قدرت در نظام سیاسی افغانستان بحث جدیدی نیست که بعد از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده باشد بلکه از مدتها قبل وجود داشته است . ازهمان زمانی که حلقه های سیاسی و شخصیتهای سیاسی جهان سعی کردند انتخابات راتحت تاثیرخود قرار دهند و به دور دوم ببرند .البته نباید فراموش کرد که رفتن به حکومت و قاطی سیاست بازی شدن ، به این معناست که موظفید در تمام نواقص و آلودگی ها خود را آغشته کنید و این چیزی است که هیچ عقل سلیمی آن را به کسی توصیه نمی کند .
در حال حاضرکاندید ها و نهاد های سیاسی روی این مسئله کار می کنند که چطور مسئله ی تحریم انتخابات و انصراف را از هم تفکیک کنند . انصراف موضوع شخصی است اما اگر بخواهیم عقب نشینی عبدالله را تحریم ترجمه کنیم ، نوعی بازی با آراء مردم است ....باید دانست که هر دو کاندید دور دوم را پذیرفتند و اصولا باید در این رای گیری شرکت کنند. طبق بند4 ماده ی 61قانون اساسی وقتی دو کاندید بیشترین رای را اخذ کردند به دور دوم می رونداما تحریم انتخابات از جانب هر یک از کاندیدها در هیچ جای قانونی اساسی ثبت نشده است. و حق قانونی کسی نبوده اجرای آن نقض قانون به شمار می رود. آرای حاصله آرای مردم است و نمی توانندبا این آرا انتخابات را تحریم کرده و بازی سیاسی براه اندازند ضمن آنکه وقت قانونی انصراف علنا تمام شده است .علی رقم این توضیحات عبدالله اکنون از نتایج دور دوم مطلع است بنابراین قبل از شکست اعلام انصراف میدهد . می توان گفت این عقب نشینی به نوعی اجرای دموکراسی در افغانستان است ... اما او باید در این دور باشد تا همه با هم شکستش را جشن بگیریم .
آقای بهزاد به حمایت از "عبدالله" در یکی از مصاحبه های مطبوعاتی خود می گفت : ما "لفظ" تحریم را بکار نبرده ایم چون نخواستیم از موضع "غیرمابانه" با مردم افغانستان برخورد کنیم ! من معتقدم این دو کاندید متقلب که برای ریاست کردن از هیچ عملی دست نکشیده اند شایسته ی ریاست بر مردم افغانستان را ندارند. اما از آنجایی که کار از این حرفها و سخن ها گذشته است باید بهآنچه که اکنون دراولویت است اندیشید . وآن صداقت در نحوه ی برگزاری دور دوم و عمل به خواسته های ملتی که آرای خود را با هدف بهبود وضعیت فعلی به صندوق انداخته است . انتظار مردم از حکومت آینده این است که حکومتی براساس مشارکت ملی به میان آورد . حکومتی که در آن همه ی اقوام و نماینده های مردم حق داشته باشند نه افراد و اشخاص .ضمن آنکه نباید فراموش کرد ، کلمه ی مشارکت کاربرد سیاسی دارد ...اعمال فشار خارجی ها و چانه زنی های مهره های داخلی تعیین کننده ی مجموعه حرکتهای سیاسی در افغانستان بود ه است...فکر می کنم تشکیل حکومت اشتراکی یعنی سهم دهی و گرایش به حرکت مخالف است .سوال اینجاست که آیا کرزای چنین چیزی را می پذیرد ...!؟
طبق یک فرضیه باید گفت : رژیم های کمونیستی هم خود را نماینده های مردم می دانستند سوای از اینکه نحوه ی حکومتشان به چه شکلی بود. این انتخابات هم بیشتر شبیه انتخابات کمونیستی است تا دموکراتیک و فعلا آنچه در جریان است یک انتخابات شبه کمونیستی است و باید دید در چنین انتخاباتی قرعه به نام چه کسی بالا می آید...
باید خطاب به آقایان سیاستمدار گفت : آیا افغانستان آزمایشگاه است ؟ آیا درست است که مدام در آزمایش و خطا سیر کنیم ؟ و آیا درست است که با وجود فقر مالی میلیونها دلار صرف انتخابات کرده و نهایتا بانادیده گرفتن همه ی شرایط فعلی انتخابات را برای دومین بار برگزار کنید !؟ و آیا درست است که مردم را اینچنین قربانی سیاست بازی های خود می کنید ...!؟