تراوش های ذهنم ...
بعضی از ما نسبت به خاطرات غم انگیز مان بیشترین وفاداری را اعمال می کنیم تا آنجا که حتی برای لحظه ای نمی خواهیم از آن خاطرات رنج آلود فاصله بگیریم گویی با فاصله گرفتن از آن به خاطره مربوطه خیانت ورزیده و به آن بی وفایی نموده ایم !! چرا نمی آییم این وفاداری را با خاطرات خوش زندگیمان داشته باشیم ! می گویی آخر آنها خیلی کم و محدودند ! می گویم شعله آنچه که در افکار خویش می چرخانیم و تکرار می کنیم گسترده خواهد شد و هر آنچه که در افکار نچرخانیم کمرنگ و کم رنگ تر خواهد شد . حالا انتخاب با ماست که فتیله فانوس افکار را در کدام جهت بچرخانیم !! تنظیم شعله به دست ماست ! به خاطرات خوش وفا کن ، خاطرات بد را رها کن !
تصور کنید در اتاق فکر مشغول قدم زدن هستید ، در اتاق فکر دو پنجره وجود دارد یک پنچره زشت که به سوی ترس،خشم، گله مندی،جدایی، بیقراری و... باز می شود و دقیقا مقابل آن یک پنجره بسیار زیبا که به سوی عشق ، آرامش، سرور ، یگانگی، امید و آرزوهای شیرین باز می شود . حالا دست همت شما به سوی باز کردن کدام پنجره گرایش دارد؟انتخاب با شماست هر کدام را که باز کنید منظره مربوط به آن را خواهید دید اما من توصیه ای برای شما دارم پنجره اول را قفل کرده و کلید آن را در چاه فراموشی بیفکنید آنگاه روبروی پنجره زیبای مقابل بایستید و آن را باز کنید ، نفس عمیقی کشیده و از منظره بی نظیر آن لذت ببرید . همت شما حتما اینکار را خواهد کرد . من می دانم که شما در کنار پنجره دوم زندگانی خواهید کرد .