بی هدف ...!
اگر زندگی صد راه برای گریه نشان داد تو هزار راه برای خندیدن به او نشان ده .
"چارلی چاپلین"
خاطر هست من کی بوده ام ...؟!
دیروز :
ترنمی بر نیلوفران بهاری ، چکاوکی سرشار از آرزوی پرواز و قطره ای به وسعت دریاها ...!
و امروز:
سرمای سوزان زمستانم ، و کوچکتر از قطره ی باران ...!
و فردا :
برگ خشکیده ی پاییزم گویا تنها میراث زندگی ام همین است و بس ...!
یاری ام کن تا چکاوکی باشم در آرزوی پرواز ... کودکی باشم با حسی مملوء از بی خبری ... و نسیمی که سحرگاهان چمنزار را به آرامش می رساند ...
یاری ام کن ...!
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 18:52 توسط Gladiyator
|