افغانستان بازهم زخمی، اما اينبار خونين تر
مطلب اين پست را بنا به درخواست برخي از دوستانم اندر باب سياست نگاشته ام . اما قبل از مطالعه ي آن خاطر نشان مي كنم مطلب صرفاً از ديدگاه شخصي بنده مي باشد در هر حال اگر صحبت از آزادي اندیشه و بيان است گمان مي كنم در اين فضاي بسيار محدود كه كاملاً شخصي است حق بيان آنچه بر دلم ميگذرد را دارم . در اين پست سعي كردم دومين نامه خود رانيز خطاب به رئيس جمهور جناب آقاي حامد كرزي بنويسم . اينك بخشي از اين نامه را از نظر مي گذرانيم :
آقای رئیس جمهور:
از وظایف همه دولتها ایجاد امنیت و آرامش برای شهروندان است . مردم کشور ما چندین سال است احساس امنیت روحي روانی ندارند...
بعد از حملات آمريكا ، به جای التیام روانی و آلام آسیب دیدگان و شهروندان که به شدت تحت تاثیر حادثه بودند ، برخی رسانه های داخلي و خارجي جو ناامنی را دامن ميزدنند و بطور مداوم از احتمال حملات تروریستی سخن مي گويند و مردم را در ترس و وحشت نگه داشتند . آیا این خدمت به مردم افغانستان است ؟ آیا خسارت ناشی از ترس و وحشت قابل محاسبه است ؟
تصور کنید ، شهروندان افغانستان در همه جا احتمال حمله را بدهند ؛ در خیابانها ، درمحل کار و د رخانه احساس ناامنی مكنند. این وضعیت را چه کسی می پسندد؟ چرا رسانــه ها به جای القای آرامش و امنیت ، نا امنی را القا می کردند.برخی معتقدند این تبلیغات برای زمینه سازی و توجیه به منظور رسيدن به اهداف گوناگوني است . در همینجا باید اشاره ای به رسانه ها بشود.
در منشورهای رسانه ای ، اطلاع رسانی درست و حفظ امانت در انتشار خبر ، یک اصل انسانی و پذیرفته شده است . مایلــم تاسف عمیق خود را از عدم تعهد برخی رسانه های داخلي به چنین اصلی اعلام کنم . آیا در فضای ساختگی و دروغ ، حقیقت گم نمی شود؟
و آیا گم شدن حقیقت با معیارهای پیش گفته سازگار است ؟
و آیا حقیقت ، نزد خدا هم گم می شود ؟
در همه کشورها مردم هستند که هزینه دولتها را می پردازند تا دولتها به آنان خدمت کنند .
سئوال این است که صدها میلیارد دلار هزینه چه دست آوردی برای مردم داشته است ؟
جنابعالی اطلاع دارید در بعضی از ولايات کشور شما مردم در فقر و تنگدستی هستند . هزاران نفر بی خانمان زندگی می کنند . بیکاری معضل بزرگی است و این مشکلات کم و بیش در سایر کشورها هم هست .
آیا در چنین شرایطی و آن هزینه های هنگفت از خزانه مردم توجیه پذیر است و با اصول پیش گفته تطابق دارد ؟
آقای رئیس جمهور:
آنچه گفتـه شد بخشی از دردهای امروز مردم افغانستان، ما و مردم شماست . اما کلام اصلی من که شما حداقل بخشی از آن را تصدیق خواهید کرد این است که : حاکمان دوران معینی دارند و پایدار نیستند ، اما نام و یاد آنان درتاریخ خواهد ماند و در آینده های نزدیک و دور دائم در معرض قضاوت خواهند بود. مردم خواهند گفت ، در دوران ما چه گذشته است .
آیا برای مردم امنیت ، رفاه و آسایش آورده ایم یا نا امنی و بیکاری .
آیا می خواستید عدالت بر پا کنید یا فقط از گروههای خاصی حمایت کنيد و به قیمت فقر و تنگدستی عده زیادی از مردم ، عده اندکی را به ثروت و مقام رساندید و رضایت آنان را بر رضایت خدا و مردم ترجیح دادید .آیا ا زحقوق مردم و محرومین دفاع کردید یا آنانرا نادیده گرفتید .
آیا ازحقوق مردم در سراسر افغانستان دفاع کردیدیا اینکه با تحمیل جنگ و دخالتهای غیر قانونی در امور کشور و با ایجاد زندانهای مخوف عده ای را به بند کشیدید .
آیا امنیت و صلح را برای افغانستان رقم زدیم یا سایه تهدید و زور را گسترانديد .
آیـا به ملت خود و راست گفتید یا اینکه حقایق را وارونه جلوه دادید . آیا طرفـدار مردم بودید یا طرفدار اشغالگران و ستمگران . آیا درحکومت ما منطق ، عقل ، اخلاق ، صلح ، عمل به تعهدات ، گسترش عدالت ، خدمت به مردم ، رفاه و پیشرفت ، حفظ کـــرامت انسانی مورد توجه بود یا زور اسلحـه ، تهدید ، نــاامنی ، بـی توجهی به مردم ، عقب انداختن پیشرفت و تعالی و پایمال کردن حقوق مردم .
و بالاخره خواهند گفت آیا به آنچه سوگند یاد کردید ، در خدمت به مردم که وظیفه و تعهد اصلی ماست و به آئین پیامبراسلام پایبند هستيد یا خیر؟
آیا جنابعالی از وضعیت امروز افغانستان راضی هستید ؟
و آیا فکر می کنید سیاستهای جاری می تواند ادامه یابد؟
جناب آقای رئیس جمهور :
نگــاهی به تاریخ نشان می دهد که اگر حکومتها در طریق ظلم و ستــم باشند نمـــی توانند پایدار بمانند . خداوند سرنوشت بشریت را به دست آنان نسپرده است . خداوند جهان و انسانها را رها نکرده است ، چه بسیار وقایعی که بر خلاف خواست و تدبیر حکومتها اتفاق می افتد . وقایع نشان می دهد دست قدرت برتری در کار است که همه امور با اراده او رقم می خورد.
مردم بسیاری از نقاط افغانستان احساس ناامنی می کنند و با توسعه نا امنی و جنگ مخالفند وسیاستهای چندگانه را نمی پذیرند . مردم نسبت به شکاف موجود بین ثروتمندان و فقرا و کشورهای مرفه و فقیر معترض هستند .مردم از فساد رو به تزاید ابراز تنفر می کنند .
آقای رئیس جمهور:
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ، مردم افغانستان به سمت خداپرستی و عدالت به پیش می روند و اراده خدا بر همه چیز غلبه خواهد کرد .آیا اگر به جای صدها میلیارد دلار مخارج امنیتی ، نظامی و ...این ارقام صرف سرمایه گذاری و کمک به توسعه بهداشت و مبارزه با امراض مختلف ، آموزش و بالا بردن توانمندیهای فکری و جسمی ، کمک به آسیب دیدگان ناشی از بلایای طبیعی ، ایجــاد اشتغال و تولید ، آبادانی و رفع فقر و محرومیت ، و صرف ایجاد صلـح ، خاموش کــردن جنگهای قومی و نژادی و ... می شد ، امروزافغانستان در چه موقعیتی بود ؟ و آیا دولت و مردم شما نیز احساس غرور و سربلندی نمی کردند؟
آیا موقعیت سیاسی و اقتصادی دولت شما و مردم مستحکمتر نبود؟
با کمال تاسف می گویم آیا نفرت فزاینده امروز مردم نسبت به دولت وجود داشت ؟
مردم افغانستان به سازمانهای بین المللی خوشبین نیستند زیرا حقوق آنان توسط این سازمانها استیفا نمی شود.لیبرالیسم و دموکراسی غربی نتوانسته اند مردم را به آرمانهای خود نزدیک کنند و امروز دو مفهوم شکست خورده اند . ژرف اندیشان و عقلای عالم صدای فرو ریختن اندیشه و نظامات لیبرال دموکراسی را به وضوح می شوند. امروز توجه مردم افغانستان به سوی یک کانون اصلی ، رو به افزایش است و آن کانون ، خداوند یگانه است و صد البته مردم با خداپرستی و تمسک به آئین پیامبر بر مشکلات خود پیروز خواهند شد . سئوال جدی من این است آیا شما نمی خواهید آنان را همراهی کنید ...؟!

(کودکانی که فقط کلاه و دستکش آنها در خون ریخته شده باقی مانده این
وضعیت کودکان ما است)
(این واقعه سال گذشته در گولایی مهتاب قلعه در دشت برچی رخداد ه است.)