"شاملو" نیستم تا آنچنان که او می توانست دوست داشتنم را که در فراسوی مرزهای تنت از تو وعده ی دیداری می خواست به بند شعر بکشم! "قبّانی" نیستم تا با شعرهایم معنای دوست داشتن را تغییر دهم و عذر تمامی عاشقانه هایی که در انتظارم هستند را بخواهم تا به دنبال شعرِ "تو" بگردم! من فقط شاعرکی هستم که اگر غربالی در دست بگیری از تمامی پرت و پلاهایم جز یک جمله به چیزی نمی رسی تا با آن چشم در شعر چشمهایت بدوزم و بگویم: دوستت دارم ! مصطفی زاهدی