همی گفتم که کی باشد که خرم روزگار آید/جهان از سر جوان گردد بهار غمگسار آید
علت اینکه بیشابیش سال نو نرسیده را تبریک گفتم اینه که من برای رسیدن به بهار لحظه لحظه ثانیه شماری میکنم و آخرش هم نتونستم تامل کنم . دوست ندارم به رسم تبریک گفتنهای کلیشهای تبریک بگویم. ولی خوب امیدوارم که سال 8۷ بر عکس چیزی که از بهارش به نظر میرسد سال خوبی باشد. همهی خوانندگان این وبلاگ هم نوروز را خوش بگذرانند و سال 8۷ی بهتر از سال 8۶ و سالهای قبل از آن داشته باشند.
برای خودم هم همینها را آرزو میکنم.
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ کس نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که کسی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
.بیشا بیش
سال نو مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 20:10 توسط Gladiyator
|