تنبلی در 10روز ...
از اونجایی که کلا من تعادل ندارم ! نتیجش می شه این! از4شنبه اون هفته تعطیل شدم تا 1شنبه این هفته !تازه هفته قبلم همین برنامه راداشتم ولی اگه تا الان که در مجموع 10روزی تعطیلم یک کلمه خونده باشم ! نخوندم !تا حس نکنم فردا امتحان دارم نمیشینم سر جام و درس بخونم ! ماکسیمومش کلا سه هفته دیگه امتحانات فاینال شروع میشه ! ولی هیچی درس نمی خونم ...البته این مریضی مختص همین ترم ... خدا می دونه با این اوضاع و احوال چه بلایی سر معدلم مییاد ! می خوابم ... از رو تختم پا میشم میرم رو مبل می خوابم ... از رو مبل باز میام رو تختم !میرم پشت سیستم 3ساعتی اونجا اتلاف وقت می کنم تکرار لاست و نگاه می کنم باز دوباره تکرار همین برنامه واسه روزه بعد. امروز هی داشتم با خودم دعوا می کردم ... یهو گفتم من که درس نمی خونم بذار حداقل از خوابیدن و استراحتم استفاده کنم !هر وقت هسش اومد می خونم ...! وای من تا حس نکنم فردا امتحان دارم نمی تونم درس بخونم ! مرگ زده منو انقدر که تنبل شدم ! ولی خودم می دونم چمه ! تو اون 2-3 ماه انقدر خسته شدم که نیاز به استراحت مطلق دارم !!
پ.ن: دلم بارون میخواد ... برف میخواد ... هوای ابری و بعد هم بارون. ابر تو آسمون و آفتاب نباشه بارون بریزه رو سرم و بدو بدو برم دانشگاه امتحان بدم ! دل منم چه چیزا که نمیخواد ...!!!!